![]() |
![]() |
|
| حاصل عشق مترسک به کلاغ‘مرگ یک مزرعه است... |
|
بخشی از نظریات مهندس مهدی بازرگان در مقاله ای منتشر نشده: "دموکراسی در جنبه اخلاقی و اجتماعی آن یعنی اینکه مردم حقیقتاً به یکدیگر علاقه و احترام داشته و برای سایرین از صمیم قلب حق نظر و آزادی و مخصوصاً ارزش قائل باشند، و به این نکته وقوف یافته باشند که تا همفکری و همکاری عمومی نباشد و افراد دست از خودبینی و خودخواهی برندارند موفقیتی نصیب اجتماع و افتخاری نصیب شخص نخواهد شد.".
نهی از منکر ایرانی
![]() ما ایرانیان، اگر نه تنها ترین، که یکی از بهترین مونتاژگران زمانه ایم. فرقی نمی کند در چه زمینه ای باشد، صنعتی و یا فرهنگی، ورزشی و یا هنری، هر آنچه هست می بایست مطابق باورهای دودمانی و رفتار اجتماعی مان تغییر یابد و از چهارچوب عرفمان نیز بیرون نزند.
پادشاهان هخامنشی در زمان جنگ زنان و کنیزان خود را نیز به همراه لشگریان و سپاهیان می بردند و آنان را در جحازی بر اسب و فیل سوار می کردند و کسی به اندرونی آنان نظری نداشت زیرا که به زنان و حتی کنیزان خود نیز متعصب بودند. (به نقل از هرودوت) داریوش بزرگ پس از آنکه به پادشاهی منصوب شد، با پنج سردار دیگر که همراه و هم پیمان بودند قراری گذاشت. قرار بر این شد که من بعد آن پنج عزیز همراه هر کجا که خواستند بدون ا ِذن شاهی وارد شوند مگر به حرمسرای وی. یکی از شاهزادگان اشکانی (نپرسید کدامشان که الآن حضور ذهن ندارم، مطمئنم که فرهاد بود، اما فرهاد چندم، فراموش کرده ام) که در زمان وفات پادشاه در روم حضور داشت، برای وراثت تخت شاهی از آنجا به پارت فراخوانده شد. شاهزاده به رسم عادت و تربیت رومی، صورت می تراشید و زلف می برید و همچون رومیان شاخهء زیتون به سر می گذاشت. چندی نگذشت که توسط مهستان، مجلس وقت به وی تذکر داده شد چنین نکند، زیرا در شان پادشاه اشکانی نیست که صورت بتراشد و موی سر کوتاه نماید. این موضوعات بخوبی نشان می دهد که موضع برخورد با حجاب ظاهر و زن، مسئله اسلام نبوده که موضوع ایران زمینیان مسلمان (اعم از ایرانستان و افغانستان و تاجیکستان و هر چه بلاد آریایی نشان دوقلوست) بوده است، وگرنه مردمان عرب از ما به دین متعصب ترند. جالب اینکه ما آنان را دینداران بی غیرت می دانیم و آنان ما را مشرکانی مرفوض می خوانند. حال در این میان پیدا کنید پرتقال فروش را؟
این شیوه برخود امروزین با حجاب و سعی در یکپارچه کردن جامعه، راهی است بخطا و بهتر آن است بجای مقابلهء با آن، مثل مابقی کارهایمان (حتی از نوع هسته اش) بفکر مونتاژش باشیم و بقول آیت الله شاهرودی بومیش کنیم و لاغیر، این ره که می رویم به ترکستان است. ( یــــا علـــی ) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط فـــرزان شایسته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پـرسه نشینان شاهراه تنـهایی حکایت غـم انگیز آماس اندیشـه هایی است که به سبب باور پرواز در زادگاه خویش مسلخ غریبند پیشتر از آنکه زاده شوند.
با دهانی مسخ سکوت و گدای تکه نانی عاطفـه برین پائیـز شکفتن را قد میکشند تا ضیـافت پایش انگشتان همت نیلی آسمان را به بــهانه بنشیند. (فـــرزان شایسته) |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 آذر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
دوست دارم بی صداتر از باران(آرش افشار) تنهایی های من کوچه پس کوچه های تنهایی(آرش افشار) مجموعه کدهای جاوا(عــرفان) پارسینـــا معـــراج هدیه ای از خدا(مژده) |
|
RSS
|