![]() |
![]() |
|
| منو رها کن از این فکـــر تنـــهائی.... |
|
به انچه که ارامشی بزرگ است در نهایت تصویری عاشقانه
به دنبال نگاهی عاشق اما محروم
تصویری که سهمی از ان نداشتم
فقط حس می کردم ارامشی بزرگ است
پاکی ان احساس روحم را نوازشی داد
از خود پرسیدم پاکترین عشق کجاست؟
که از هوی و هوس راهش جداست
ناگهان حس کردم طراوتی بر وجودم بارید
انقدر ارام شدم که زجر دنیا فراموشم شد
بله پاکترین احساس همان تصویر خیالم بود
از جنس باران که مرا جان بخشید
از باران هم پاکتر مگر می شود بود
گفتم شاید این عشق پاک مرا بشوید
مرا از عشق سیراب کند
این احساس که از اسمان بارید
از جنس باران بود بر خاک تشنه و نا چیز
و حالا من هم قدری پاک شده ام
تصویر خیالم مرا تا اوج برد و ارام کرد
![]() ( یـــا علــی ) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط فـــرزان شایسته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پـرسه نشینان شاهراه تنـهایی حکایت غـم انگیز آماس اندیشـه هایی است که به سبب باور پرواز در زادگاه خویش مسلخ غریبند پیشتر از آنکه زاده شوند.
با دهانی مسخ سکوت و گدای تکه نانی عاطفـه برین پائیـز شکفتن را قد میکشند تا ضیـافت پایش انگشتان همت نیلی آسمان را به بــهانه بنشیند. (فـــرزان شایسته) |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
دوست دارم بی صداتر از باران(آرش افشار) تنهایی های من کوچه پس کوچه های تنهایی(آرش افشار) مجموعه کدهای جاوا(عــرفان) پارسینـــا معـــراج هدیه ای از خدا(مژده) |
|
RSS
|